خرید بک لینک
دقایقی در زیر پای حضرت رضا علیه السلام جلوس کرده و زمزمه داشتم که حاصل آن لحظات، غزلی شد که فی البداهه سروده شد.[بنما هویدا مهر پر تکرار خود را]آیا شود اینجا ببینم یار خود راآیا شود بینم رخ دلدار خود راکوهی ز غم در سینه و بر دوش دارممی خوانم اینجا دمبدم غمخوار خود رادارالشفا باشد حرم؛ مولا طبیبشمولای من دارد نظر بیمار خود رامن شاعرم، ممدوح شعرم هشت و چارستتقدیم مولا می کنم اشعار خود رارازی میان عاشق و معشوق باشدعاقل کجا افشا کند اسرار خود راباشد "امام هشتمین" معیار عشقممدح و ستایش می کنم معیار خود رادر زیر پای حضرتش"ناصح"چنین گفت:آیا شود اینجا ببینم یار خود را ؟مجنونِ لیلایم در این شهرِ مقدساز من چرا پنهان کند رخسارِ خود رایا ضامن آهو مرا دریاب دریاببنما هویدا مهر پر تکرار خود رااحمدرضا احمدی"ناصح گلستانی"مشهد مقدس/زیرپای حضرت رضا علیه السلام۱۴۰۳/۱/۲۵پ.ن:کرامت رضویهبلطف حضرتش کرامت رضویه شامل حالم گردید و در فرصت کمتر از بیست و چهار ساعت ، در ناباوری تمام ضمن اینکه از سوی یکی از خدام افتخاری که لباس مقدس روحانی برتن داشت مورد تفقد و استقبال قرار گرفتم؛ متواضعانه در حالی که معانقه ای با من کرد خبر دعوتی حضرت رضا علیه السلام را نوید داد و ضیافت شام بعنوان صله آن صاحب کرامت حواله گردید و شام را در مضیف خانه یا همان مهمانسرای حضرتی در صحن غدیر، متنعم شدم که لذت بهشتی آن طعام در جانم نشست.۱۴۰۳/۱/۲۵ + نوشته شده در  ساعت &nbsp توسط   | 

برچسب: نویسنده: یونا کوهی تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:39

محمدسعید میرزایی.مگر در ساعت رفتن دلم جا مانده بود اینجاکه از پی کفشدارانش مرا خواندند زود اینجا ؟.سلامم را که پیش از لب گشودن در جواب آمد ؟دخیلم را چه کس پیش از گره بستن گشود اینجا ؟.نمازم را که پیش از بستنِ قامت ، امامت کرد ؟دعایم را که پیش از عرض حاجت ها شنود اینجا ؟.چو خیل زائران خاکی اش در آمد و شدهاملک شانه به شانه در فرود و در صعود اینجا.ولایت چشمه ای دارد که در این خانه باید دیدکرامت معدنی دارد که باید آزمود اینجا.هدایت کوکبی دارد ، از این مشرق شده طالعنبّوت موکبی دارد که می آید فرود اینجا.تو در بازار دل چشمی مهیّا کن چه می دانیبه هر آیینه چندین جلوه خواهد رو نمود اینجا ؟.تو همّت خواه از این سلطان که در حاجتْ روایی هاازل را تا ابدها نیست رنگِ دیر و زود اینجا.به درگاهی که تمهیدِ طلب موقوفِ سلطان استکه می پرسد که هست آنجا ؟ که می داند که بود اینجا ؟.به جوش آورده سیبستانی از عطر شهید خوددل انگورها را خون کند سکر شهود اینجا.قرار اینجاست یار اینجاست کار اینجاست بار اینجاکرم اینجاست لطف اینجاست فضل اینجاست جود اینجا.نیاز اینجاست نذر اینجاست عُذر اینجاست اِذن اینجادکان اینجاست دخل اینجاست نقد اینجاست سود اینجا.چنان جان های پاک انبیا صف بسته بر این درکه آدم دارد از خاتم تقاضای ورود اینجا.مسیح اینجا کلیم اینجا خلیل اینجاست نوح اینجاشعیب اینجاست شیث اینجاست لوط اینجاست هود اینجا.سلیمان را از این دریا مگر پیدا شد انگشترلب داود را داده ست مرغانِ سرود اینجا.منم مور و سلیمانم به لطفش کرده مهمانموگرنه من که می دانم که جای من نبود اینجا.مگر شمعی شوم در گوشه ای از این حرم ، گریانکه جز با اشکِ عجز ، آیینه ای نتْوان فزود اینجا.شفایم می دهی با دست های روشنت ، آنجابه خاکت می

برچسب: نویسنده: یونا کوهی تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:39

صفحه بندی